×



برند خود را زنده کن





به رویاهای چندساله‌ی خود بها بدهید و هرگز از آنها دست نکشید
- ایلان ماسک
7 ویژگی یک برند موفق
در این نوشتار درباره ۷ ویژگی برتر یک برند موفق بحث می‌شود.

جری‌مک‌لافین معتقد است:
«برند یا نمانام ادراک ذهنی آدم‌ها از شما، یک محصول، یک خدمت، یک سازمان، یک انگیزه و هدف، یا یک ایده است.»



با توجه به حجم رقابتی که این روزها بیش‌تر صنایع با آن روبرو هستند، شاید چیزی مهم‌تر از این نباشد که از رقابت بیرون بروید و با برندسازی راهبردی یک شخصیت بی‌همتا و یک گزاره‌ی ارزشی را خلق کنید. هیچ‌کس تردید ندارد که عرضه‌ی کالاها و ارائه‌ی خدمات کیفی از اهمیت برخوردار است، ولی برندسازی موثر غالبا مهم‌ترین کاری است که لازم است کسب و کارها برای رسیدن به رشد و شکوفایی انجام دهند.



کیفیت محصولات و خدمات برای داشتن یک برند خوب لازم است. برند نام یک محصول، خدمات، ایده و… را برای مصرف‌کنندگان تداعی می‌کند. برندی که بتواند نیاز مصرف‌کنندگان را برآورده کند یک برند موفق خواهد بود. ویژگی‌های کلی که مخصوص یک برند موفق است شامل این موارد است:

- شناخت مصرف‌کنندگان
- منحصر بفرد بودن
- انگیزه و اشتیاق
- ثبات و پایداری
- ایجاد فضای رقابتی
- شناخته شدن
- مدیریت صحیح

1. شناخت مصرف‌کنندگان – مخاطب:

یک برند خوب از مصرف‌کنندگان و بازار هدف شناخت کافی دارد و نحوه‌ی ارتباط با مصرف‌کنندگان و شناخت آنها را می‌داند. هر برندی یکسری مشتریان دائمی و همیشگی دارد بنابراین حفظ و نگهداری این مشتریان هم از دیگر اهداف برندهای موفق است. تلاش برای شناخت مصرف‌کننده و برطرف کردن نیازهای آنها در تولید یک محصول خوب از ویژگی‌های یک برند موفق است.

بهترین برندها یا نمانام‌ها شناخت کاملی از خصوصیات جمعیتی بازار هدف و علایق و شیوه‌ها و ابزارهای ارتباط‌گری آنان دارند. به استثنای ابرشرکت‌های زنجیره‌ای مثل وال‌مارت، اکثر کسب و کارها به دنبال مخاطبان هدف مخصوصی هستند. شناخت بازار هدف از آن رو اهمیت دارد که ضمن حفظ هویت کلی یک برند زمینه را برای رساندن صدا به مشتریان و دسترسی به کارزار تبلیغاتی، فراهم می‌کند و در عین حال به خلق یک پیوند انسانی و ارگانیک بین شرکت و مخاطبانش کمک می‌کند.

پرواضح است که نمی‌توان همه‌ی سلایق را پاسخ داد. به همین دلیل تلاش برای جلب رضایت همه (به‌عبارتی نادیده‌انگاری مفهوم یک بازار هدف) می‌تواند معکوس عمل کند و عملا باعث شود برند یک شرکت تضعیف شود و شکست بخورد. یافتن رهیافت برندسازی درست در وهله‌ی نخست مستلزم شناخت بازار هدف است.


2. منحصر بفرد بودن - بی‌همتایی:

داشتن یک برند یعنی ایجاد یک نام تجاری منحصر بفرد و متفاوت از دیگر برندها مثلا برند اپل یک برند شناخته شده در سرتاسر جهان است که با تولید محصولاتی با خلاقیت بالا منحصر بفرد است. برای منحصر بفرد بودن باید خدماتی را ارئه دهید که در عین جذابیت برای مصرف‌کننده دارای یک ویژگی خوب، متفاوت و جدید باشد.

یک هویت یا شخصیت برند مستلزم وجود چیزی متمایز و مشخص است. برای نمونه ، اپل را در سراسر جهان به خاطر محصولات خلاقانه و نیز جاذبه‌ی زیباشناسی و مینی‌مالیستی (ابزارک‌سازی) می‌شناسند. پیتزا دومینو مجبور بود که به مشتریانش تضمین بدهد که پیتزاهایشان تا 30 دقیقه خواهد رسید و در غیر این‌صورت مجانی هستند. شرکت تامس(TOMS) برای ایجاد جاذبه‌ی فروش به ازای خرید هر جفت کفش یک جفت کفش را به رایگان به کودکان نیازمند اهدا می‌کند.

خلق یک شخصیت یا هویت در عرصه‌ی اقتصاد و دنیای کسب و کار به یک ایده‌ی انقلابی نیاز دارد. به عبارتی دیگر مستلزم چیزی مشخص و خاص است که آن را از رقبا متمایز کند. در دنیای واقع، وجود یک شرکت فقط با یک شگرد و قابلیت منحصر به فرد امکان‌پذیر است مشروط بر آن که آن شگرد واقعا خوب باشد. به محض این که شرکت به آن شگرد پی ببرد بهتر است روی آن متمرکز شود و به موقع آن را عرضه و معروف کند. آیا می‌دانید کدام محصول، خدمت یا جاذبه‌ی فروش بی‌همتا در توان و استعداد شرکت شما وجود دارد؟ اگر نمی‌دانید بهتر است از همین حالا راهبرد برندسازی خود را آغاز کنید.


3. انگیزه و اشتیاق:

شاید بتوان بدون انگیزه و اشتیاق کافی یک برند را برای مدت کوتاهی ایجاد کرد اما گسترش و پیشرفت این برند بدون انگیزه‌ی کافی امکان‌پذیر نیست. مثلا اگر افراد موفقی مثل استیو جابز را در نظر بگیرید آنچه که باعث موفقیت روز افزون وی شده بود انگیزه و علاقه‌ای بود که به برند و تجارت خود داشت.

با این که در کوتاه‌مدت می‌توان یک برند را بدون اشتیاق ساخت، ولی حفظ و ماندگاری آن در بلند مدت امکان‌پذیر نیست. وقتی شما گذشته‌ی آدم‌های بسیار موفق مثل استیوجابز را بررسی می‌کنید می‌بینید که همه‌ی آنان یک شور و شوق یا اشتیاق وصف‌ناپذیر داشتند که آنان را به حرکت وامی‌داشت تا سخت کار کنند و مداوما به افتخار و کامیابی دست یابند. آن اشتیاق به تعصب، حمیت، و لذت ناب می‌انجامد، که به انسان‌های دیگر نیز سرایت می‌کند.

مشتریان اغلب فقط نسبت به یک محصول یا خدمت تعصب و وفاداری نشان می‌دهند، که این علاقه‌مندی به نوبه‌ی خود به تبلیغات و ارجاعات شفاهی می‌انجامد. اشتیاق و عشق وافر هم‌چنین به شرکت‌ها کمک می‌کند که در برابر مشکلات و شداید مقاومت کنند.


4. ثبات و پایداری در کیفیت – یکسانی:

پایداری در کیفیت، محصولات و خدماتی که ارائه می‌دهیم باعث می‌شود که مشتریان دائمی افزایش یابند. وقتی که یک مشتری به شرکت یا برند شما مراجعه می‌کند تا محصولات مورد نظرش را خریداری کند اگر کیفیت و مرغوبیت همیشگی را در کالای مورد نظر نبیند قطعا برند دیگری را برای خرید انتخاب خواهد نمود. بنابراین چون فضای رقابتی بین برندها وجود دارد هر چقدر که این کیفیت دائمی و همیشگی باشد مشتریان بیشتری هم وجود خواهند داشت.

وقتی مشتریان برای تکرار خرید به یک شرکت یا محصولات و خدمات آن مراجعه می‌کنند معمولا انتظار دارند همان سطح کیفیت را که اولین‌بار تجربه کردند دوباره دریافت کنند. رستوران‌ها و کیفیت غذاها و خدمت‌شان بهترین مثال از این دست است. آدم‌ها دوست ندارند از شرکتی خرید کنند که نمی‌توان به یکسانی یا ثبات کیفیت آن اتکا کرد. با این که اکثر صنایع از رقبا و رقابت اشباع شده‌اند ولی نداشتن ثبات یا یکسانی کیفیت می‌تواند دلیل کافی برای مشتریان باشد تا از جاهای دیگر خرید کنند.

به همین دلیل است که اهمیت دارد یک استاندارد کیفی معینی برای محصول یا خدمت رعایت شود، مک دانلدز مثال بارزی از یک برند است که یکسانی و ثبات رویه‌ی شگفت‌انگیز و کم‌نظیری را به نمایش می‌گذارد. این قدرت برتر صنعت تغذیه‌ی فوری به مشتریان پر و پا قرصش منویی از غذاها را عرضه می‌کند که در سراسر جهان یک دست و یکسان است. تفاوتی ندارد که یک نفر غذایش را در فلوریدا یا چین سفارش ‌بدهد چون اطمینان دارد که بیگ‌مک در همه جا طعم و مزه‌ی یکسان دارد.


5. ایجاد فضای رقابتی:

یک برند خوب باید دارای یک تیم کاری فعال باشد که ویژگی اصلی این تیم ایجاد فضای رقابتی و بهبود خدمات یک برند نسبت به دیگر برندها است. یک برند خوب هیچگاه در انتظار رسیدن مشتریان نیست بلکه خود به دنبال مشتریان رفته و از راه‌های مختلفی که در بازاریابی وجود دارد برای جذب مشتری تلاش می‌کند. یک برند خوب تلاش می‌کند تا چیزی بیش از آنچه که مشتریان انتظار دارند را در اختیارشان قرار دهد.

رسیدن به سطح برتر جهان کسب و کار به هیچ وجه کار آسانی نیست. برای آن که یک برند بتواند نامی را برای خود بسازد لازم است اعضای تیم در رقابت کامیاب شوند و دائما در جنب و جوش باشند که بهتر بشوند. این اصل اساسی جوهره‌ی کتاب سیهاکز کوچ پیت کارول، با عنوان “همیشه برنده”، و نیز روش مدیرت تیم توسط وی است.

هیچ‌یک از بازیگران اصلی هر صنعتی به امید مصرف‌کنندگان‌شان نمی‌نشینند. برعکس، آنان دوست دارند بدون خستگی در راستای برندسازی، و بهینه‌سازی برندشان آن قدر تلاش کنند تا از انتظارات مصرف‌کنندگان پیشی بگیرند. نتیجه‌ی نهایی می‌تواند یک برند باشد که به طور مداوم در راس و فراز صنعت جای دارد.


6. شناخته شدن- معرفی:

شناخته شدن یک برند زمانی است که این نام تجاری از راه‌های مختلف برای شناساندن خود به مشتریان استفاده می‌کند. معمولا برندهای بزرگ شناخته‌شده هستند چون این برندها به دلیل محبوبیت، قدمت و داشتن محصولات خوب تقریبا برای تمام مشتریان شناخته‌شده هستند. این برندها از تبلیغات فراوان استفاده می‌کنند حتی خیلی از آنها برندهای بین‌المللی هستند.

بخش بزرگ دیگری که به عنوان یکی از ویژگی‌های برندهای متمایز و موفق شناخته شده است توانایی دسترسی به مصرف‌کنندگان از طریق چند کانال اطلاع‌رسانی و ارتباط‌گری است. بدیهی است که شرکت‌های بزرگ از مزیت تبلیغات برخوردارند، چون بودجه‌ی بازاریابی بزرگ‌تر و روابط پردامنه‌تری دارند. آن‌ها می‌توانند هزینه‌ی تبلیغات هنگفت تلویزیونی را بپردازند، در مجلات مشهور و پرطرفدار جهانی نقش اصلی را داشته باشند، و رتبه‌ی بالایی را در نتایج موتورهای جستجوگر اینترنتی مثل گوگل کسب کنند، با این وجود، اینترنت و رسانه‌های اجتماعی فاصله‌ی بین شرکت‌های بزرگ و کوچک را باریک‌تر کرده‌اند.

در حال حاضر در مقایسه با گذشته ابزارهای اطلاع‌رسانی بیش‌تری وجود دارد که به تمام شرکت‌ها فرصت ساختن برندشان را می‌دهد. هر شرکتی با حضور در شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک، توئیتر، لینکداین، و گوگل‌پلاس می‌تواند تقریبا به هر مصرف‌کننده‌ای دست یابد. فقط باید بداند چگونه این کار را انجام دهد. (مهم‌ترین بخش یا ویژگی همین است.)


7. مدیریت صحیح – رهبری:

در پس هر بند موفقی یک مدیریت صحیح وجود دارد یک برند موفق از ابتدا استراتژی‌ها و تکنیک‌های نوین برای مدیریت تیم کاری خود استفاده می‌کند. مدیریت خوب باید با ایجاد یک تیم کاری موفق بتواند به اهدافش رسیده و در راه کسب موفقیت قدم بردارد.

مثل هر جامعه‌ی پررونق یا تیم‌های ورزشی، عموماً یک رهبر بانفوذ نیز ورای هر برند موفقی است. این آدم برای شرکت‌های بزرگ ممکن است مدیر ارشد اجرایی (عموما مدیرعامل) باشد. ولی در شرکت‌های کوچک‌تر معمولا خودمالک این نقش را برعهده دارد. برای هماهنگ کردن کوشش‌های اعضای تیم و حرکت به سوی یک چشم‌انداز راهبردی از یک برند، یک نفر باید پیش قدم شود و هدایت کشتی را بر عهده بگیرد.

این رهبر مشکلات غامض را حل و فصل می‌کند و برای ایجاد هماهنگی بین افراد به عنوان رابط بین بخش‌های متفاوت عمل می‌کند. رهبران هم‌چنین انگیزه‌دهندگان و مشوقان ماهری هستند و خوب می‌دانند چگونه توانمندی‌ها و قوت‌های اعضای مختلف تیم‌ها را بیشینه کنند.


منبع: https://www.businessinsider.com


● به رویاهای چندساله‌ی خود بها بدهید و هرگز از آنها دست نکشید

- ایلان ماسک

ماسک برای اینکه یکی از موفق‌ترین کارآفرینان در هر بازه‌ی زمانی محسوب شود قدم به قدم پیش رفته است؛ اما در طول این مدت با شکست نیز بیگانه نبوده است. به‌عنوان مثال، ماسک با سمت مدیرعاملی در اولین شرکت خود به نام زیپ۲ و سپس در شرکت پی‌پال که بنیان‌گذار آن‌ها بود، با شکست مواجه‌شد. عدم‌ موفقیت او تا‌حدی بود که از ۱۰ شرکت انتخاب شده در سال ۱۹۹۹، این دو شرکت او از جمله بدترین ایده‌های کارآفرینی معرفی شدند. علاوه‌بر این، در سال ۲۰۰۰، ماسک در طول سفری که به برزیل و آفریقای جنوبی داشت مبتلا به نوع مستعدی از بیماری مرگ‌آور مالاریای مغزی شد. تنها تعداد کمی از سختی‌هایی که او در زندگی شخصی یا شغلی خود مجبور به تحمل آن‌ها بود، به‌تنهایی می‌تواند بسیاری از افراد را از پا دربیاورد؛ اما مقابله با این چالش‌ها او را قوی‌تر از قبل می‌کرد.

ماسک در مصاحبه‌ا‌ی که در نوامبر ۲۰۱۷ با مجله‌ی رولینگ استون داشت ضعف عاطفی شدید خود را برملا کرد که از چند هفته‌ پیش با آن مواجه بود. این افت روحی او احتمالا به‌دلیل جدایی او از امبر هیرد، بازیگر معروف هالیوود، بوده است. در طول این مدت او سرگرم راه‌اندازی پروژه‌ی تولید تسلا مدل۳ بود. بنابراین، در چنین شرایطی او مجبور بود از افکاری که در سر داشت بیرون بیاید و به کارهای شرکت بپردازد. او در آن مصاحبه گفته بود: در آن دوران مجبور بودم که خودم را به لحاظ روحی و فکری تقویت کنم. برای این کار به تغذیه‌ی خودم اهمیت می دادم و با افراد روشن‌فکر و مثبت‌اندیش وقتم را می‌گذراندم و به خودم می‌گفتم «من تمام این افراد را که مرا دوست دارند و به من وابسته‌اند در زندگی دارم؛ پس تنها نیستم و می‌توانم با قدرت بیشتر به کارهایم ادامه دهم.» زمانی که در شرایط سختی به‌سر می‌برید، این نگرش را در زندگی‌تان اعمال کنید. خود را با سیستم حمایتی و عاطفی قوی‌ احاطه کنید که به‌سادگی از میان نمی‌رود. به‌این صورت، تمرکز بیشتری در کارهایتان خواهید داشت.


آنچه لازم است درباره یک برند موفق بدانیم!
تفاوت لوگو، آرم، علامت و نام تجاری با برند

اهمیت طراحی لوگو

اهمیت لوگو در برندسازی

10 مورد از ضرورت و اهمیت لوگو در برندسازی

8 دلیل اهمیت لوگوی حرفه‌ای حتی در کسب و کار کوچک

10 اقدام برتر برای ایجاد و حفظ برندهای با ارزش

4 ویژگی برتر برندهای موفق
و 4 استراتژی اشتباه در ساخت برند

7 ویژگی یک برند موفق

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید